تبليغاتX
گذر لوطي صالح



 امروز كه دوباره به عقب نگاه مي كنيم، مي بينيم ،‌ جنگي كه داريم با هزاران مهنت و سختي جنگي داريم با سالها خرابي و ويراني و دوره هايي عقب ماندگي .

جنگي كه سرمايه هاي يك ملت را برد و جوانان ما را گرفت

 و خرابي هايي كه تا ساليان دراز نمي توان ابعاد مادي و معنوي آن را جبران كنيم

و باز مي گوييم جنگ براي نعمت بود

اين نعمت جنگ كجاست كه آن را نمي بينيم

بگذار كمي دقيق تر نگاه كنم .

در جنگ برخي رفتند و برخي ماندند.

من ميگويم هم آنان كه رفتند نعمت بودند و هم آنان كه ماندند .

آنان كه ماندند يادگاراني هستند  از يك امتحان عظيم كه لااقل لحظه اي در صحنه بودند و  امتحان خدا را تجربه كرده اند و سختي ها را ديدند ، جان بر كف گرفتند و نقدي از خويش براي هدف گذشتند.

جان را در مقابل صورت گرفتند و امروز تجربه اي دارند كه تو حتي براي يك بار هم نمي تواني آن را تجربه كني و اينانند انبوهي از تجربه ها كه چه جاهايي خدا را ديدند و لمس كردند و تويي كه بايد از آنان استفاده كني و راه رفتن را از آنان بياموزي و طي اين طريق را ياد بگيري كه براي از جان گذشتن چه چيز هايي را نياز داري و چگونه بايد با جان عمل كني و جانان را بچشي .

اما آنان كه رفتند  

مگر نمي بيني كه چگونه جوانان ما به پاي اين سرو ان مي نشينند

چگونه از تنعم شهد شيرين شهادت ، آرزوي وصال مي كنند و با اميد به مقصد رسيدن ، راه را گم نمي كنند

چه زيبا  جاي پاي آنان مي گذارند و قدمهاي انان را دنبال مي كنند

 چه زيبا جبهه را خوب مي فهميدند و جنگ را در صحنه نو آغاز كرده‌اند.

آنان كه ماندند ، نيرويي هايي شدند براي جبهه هاي نو  ، تا آنان كه جنگ را در عرصه عمل تجربه كردند دوباره در جنگي قدم گذارند و فتح و ضفر را نزديك گردانند .

  جنگ براي ما مردان را از نامردان مشخص كرد و صحنه را روشن كرد كه چه كسي مرد اين ميدان است و چه كسي نه.

جنگ ملاكي شد براي ميزان مردانگي مردان ، كه چه كساني مرد ترند در عالم

و آنان كه مرد بودند آبديده شدند براي آينده تا در عرصه هاي نبرد كوتاه نيايند و صحنه را خالي نكنند.

جنگ اوج سختي را به ما نشان داد تا آنان كه اهل اين مسير نبودند از آن خارج شوند و آنان كه مي‌مانند مستحكم‌تر و صبورتر گردند

كه امتحان هاي سخت در راه است

جنگ دشمن را به ما نشان داد و راه را از بيراه  براي ما مشخص كرد

جنگ برخي از مقصد ها را مشخص كرد و مقداري از هزينه هاي رسيدن به مقصد را به ما نشان داد و گذرگاه شهادت را براي ما باز كرد.

و امروز آن صحنه گذشت

برخي بر اين خيالند كه جنگ تمام شد و ديگر خان نعمت بسته شد

ديگر ملاك مردي ها و نا مردي ها رفت

جاي امتحان آزمايش گذشت

ديگر نه صحنه ايست و نه جهادي

و ديگر فرصت رشد يافتن و جهش كردن گذشت

اما آنان كه درست نگاه مي كنند و خوب تر مي بينندمي گويند:

جنگ نعمت هست

نه‌تنها جنگ تمام نشده است كه اين جهاد هيچ گاه تمام نخواهد شد

تا دشمن هست ، مبارزه هست

بگذار بگويم آن هنگام كه جنگ و دفاع بود هم برخي كنار نشستند و نگاه كردند و ببين كه اينان اكنون چه دارند و تو چه داري

باز نشسته اي تا شرح نبرد گويم

آنكه نبرد را نمي بيند خوب خود را به خواب زده است

بخواب عزيزم ، بخواب

دنيا اين گونه نخواهد ماند

بدان كه اگر آرام نشستي و حركتي نكردي ني گويم از ظالماني اما مطمئن باش به خود ظلم كرده اي

چون روزي خواهد رسيد كه

جاء الحق و زهق الباطل ، ان الباطل كان زهوقا

و تو آن روز در حقيان نخواهي بود كه چه سخت است

فرقت بيني و بين احبائك و اوليائك

و جمعت بيني و  بين اهل بلائك

پايان نبرد آنجاست كه باطلي نماند

جنگ هست با تمام ملاك ها ، نعمت ها ، گذر ها و گذر گاه ها كه هر دم شهيدي مي طلبد و شهادتي مي دهد و چه پيروزند آنان كهع از جان و مال و اولاد و آبروي خويش در اين راه خرج مي كنند

و چه خوش معامله اي مي كنند

و علي عند ربهم يرزقون

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آذر 1385ساعت 11:57  توسط لوطی  |